

مردمانِ این دیار سادهاند ـ عشقِ من !
و سادگی برادرِ حماقت است !
به پاسبانیِ کشت خود از آسیب منقارها
مترسکی از چوب پوشال برمیافرازند
و آن سوی فرارِ کلاغان
به زانو درمیآیند در مقابلِ هیولای دستسازِ خویش
تا سنبلههای زر رنگ را
ـ که حاصلِ رنجِ روز و ماهند ـ
به شکرانهی دفع شر به شعلهها بسپارند
و حق گذارِ حامیِ چوبین خویش باشند !
دریغا که دشنههای خون ریز
به معجزهی مشتی تخته از دریدن باز نمیمانند
و اسماعیلها بر قدمهای خویش به مسلخ میروند
بی آنکه سراب رسالت پدرانشان را
شک روا دارند !
آری !
مردمان این دیار سادهاند
و سادگی برادرِ مرگ است
نوشته شده در چهارشنبه 94/3/27ساعت
5:15 عصر توسط aresh نظرات ( )
قالب جدید وبلاگ پیجک دات نت |